پيام امام خميني خطاب به مراجع اسلام و روحانيون سراسر كشور

بسم الله الرحمن الرحیم

صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طيبه شهيدان خصوصاً شهداي عزيز حوزه‌ها و روحانيت. درود بر حاملان امانت وحي و رسالت پاسداران شهيدي كه اركان عظمت و افتخار انقلاب اسلامي را بر دوش تعهد سرخ و خونين خويش حمل نموده‌اند. سلام بر حماسه‌سازان هميشه جاويد روحانيت كه رساله علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مركب خون نوشته‌اند و بر منبر هدايت وعظ و خطابه ناس از شمع حياتشان، گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند. افتخار و آفرين بر شهداي حوزه و روحانيت كه در هنگامه نبرد، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به ميهماني عرشيان رفتند و در مجمع ملكوتيان شعر حضور سروده‌اند.

 

 
 

 

لزوم پرهیز از اختلاف

 

 

مسأله ديگر اين كه امروز مقابله و تجزيه روحانيت انقلابي به سود كيست؟ دشمنان از ديرباز براي اختلاف افكني ميان روحانيون آماده شده‌اند. غفلت از آن، همه چيز را بر باد مي‌دهد. حال اختلاف به هر شكلي باشد، بدبيني شديد نسبت به مسؤولين بالا باشد يا مرزبندي فقه سنتي و پويا و امثال آن. اگر طلاب و مدرسين حوزه علميه با يكديگر هماهنگ نباشند، نمي‌توان پيش‌بيني نمود كه موفقيت از آن كيست و اگر بر فرض محال حاكميت فكري از آن روحاني­نماها و متحجرين گردد، روحانيت انقلاب جواب خدا و مردم را چه مي‌دهد.

 

ان‌شاءالله در بين جامعه مدرسين و طلاب انقلابي اختلافي نيست، اگر باشد بر سر چيست؟ بر سر اصول يا بر سر سليقه‌ها؟ آيا مدرسين محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‌هاي علميه بوده‌اند نغوذ بالله به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‌اند؟ مگر همان­ها نبودند كه در كوران مبارزه حكم به غير قانوني بودن سلطنت دادند؟ مگر همانها نبودند كه وقتي يك روحاني به ظاهر در منصب مرجمعيت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفي كردند؟ آيا مدرسين عزيز از جبهه و رزمندگان پشتيباني ننمودند؟ اگر خداي ناكرده اينها شكسته شوند چه نيرويي جاي آنان را خواهد گرفت؟ و آيا ايادي استكبار، روحاني نماهايي را كه تا حد مرجعيت تقويت نموده است، يا فرد ديگري را در حوزه‌ها حاكم نمي‌كنند؟ و يا آنها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزيزان متأثر شده‌اند و با خيالي راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده اند مي توانند در آينده پشتوانه انقلاب اسلامي باشند. راستي شكست هر جناحي از علما و طلاب انقلابي و روحانيون مبارز و جامعه مدرسين ، پيروزي چه جناحي و چه جرياني را تضمين مي‌كند؟ جناحي كه پيروز شود يقيناً روحانيت نيست و اگر آن جناح الزاماً به روحانيت رو آرود، راستي به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانيت مي‌رود؟ خلاصه اختلاف به هر شكلي كوبنده است. وقتي نيروهاي مومن به انقلاب حتي به اسم فقه سنتي و فقه پويا به مرز جبهه‌بندي برسند آغاز باز شدن راه استفاده دشمنان خواهد بود. جبهه‌بندي نهايتاً معارضه پيش مي‌آورد. هر جناح براي حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاري انتخاب مي‌كند، يكي متهم به طرفداري از سرمايه‌داري و ديگري متهم به التقاطي مي‌شود كه من براي حفظ اعتدال جناحها هميشه تذكرات تلخ و شيريني داده‌ام، چرا كه همه را فرزندان و عزيزان خود را مي‌دانم البته هيچ‌گاه نگران مباحثات تند طلبگي در فروع و اصول فقه نبوده‌ام ولي نگران تقابل و تعارض جناحهاي مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهي به تقويت جناح رفاه‌طلب بي‌درد و نق بزن گردد.

 نتيجه مي‌گيرم كه اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرت­ها و نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مي‌دهند. جامعه مدرسين بايد طلاب عزيز انقلابي و زحمت كشيده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتماً با آنان جلسه بگذارند و از طرحها و نظريات آنان استقبال نمايند و طلاب انقلابي هم مدرسين عزيز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با ديده احترام به آنان بنگرند و در مقابل طيف بي‌عرضه و فرصت‌طلب و نق بزن « يد واحدة » باشند و خود را براي ايثار و شهادت در راه هدايت مردم آماده‌تر كنند. حال جامعه و مردم طالب حقيقت باشند مثل زمان ما كه حقاً مردم بيشتر از آنچه كه ما فكر مي‌كنيم وفادار به روحانيت بوده و خواهند بود ـ يا نباشند مثل زمان معصومين عليهم السلام ـ اما مردم شريف ايران توجه داشته باشند كه نوعاً تبليغاتي كه عليه روحانيت انجام مي‌پذيرد به منظور نابودي روحانيت انقلاب است، ايادي شيطان در تنگناها و سختيها به سراغ مردم مي‌روند كه بگويند روحانيت مسبب مشكلات و نارسايي­هاست؛ آن هم كدام روحاني، روحاني بي‌درد و بي‌مسؤوليت نه، بلكه روحانيتي كه در همه حوادث جلوتر از ديگران در معرض خطر بوده است. كسي مدعي آن نيست كه مردم و پابرهنه‌ها مشكلي ندارند و همه امكانات در اختيار مردم است. مسلم آثار ده سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر مي‌شود و كمبودها و نيازها رخ مي‌نمايد ولي من با يقين شهادت مي‌دهم كه اگر افرادي غير از روحانيت جلودار حركت انقلاب و تصميمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر امريكا و جهانخواران و جز عدول از همه معتقدات اسلامي و انقلابي چيزي برايمان نمانده بود.

لازم به يادآوري است كه ذكر شمه‌اي از وقايع انقلاب و روحانيت به معناي آن نيست كه طلاب و روحانيون عزيز در فرداي اين نوشته حركت تند و انقلابي بنمايند بلكه هدف علم و آگاهي به نكته‌هاست كه در انتخاب مسير با بصيرت حركت كنند و خطرها و گذرها و كمينگاه­ها را بهتر بشناسند.