صفحه اصلی > محتوي اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

شهید بهشتی

مردی به بزرگی یک ملت

نظر امام خميني درباره آيت الله دكتر بهشتي

نمي دانيد تهمت زدن به مؤمن جزايش پيش خداست به اشخاص متقي تهمت مي زنند، اينها از يك اشخاص ترس دارند خوف دارند حالا افتاده اندبه جان يك دسته ديگر، يك نفر آدمي را كه من بيست و چند سال است مي شناسم، او پيش من درس خوانده است با من معاصر بوده است من همه چيزش را مي دانم حالا افتاده اند بجان مثل دكتربهشتي، از آقاي دكتربهشتي مي ترسند براي اينكه اين فرد لايقي است و آنها نمي خواهند اينطور افراد باشند مي خواهند او را هتك بكنند وساقطش بكنند من بيست وچند سال است ايشان را از نزديك مي شناسم اينها مردمي هستندكه براي اسلام كار مي كنند.










از سخنان امام خميني در ديدار با اعضاي دادگاه هاي انقلاب اسلامي ايران



مقام معظم رهبری




وصيت نامه دکتر بهشتي بقلم خودش


اينجانب محمدحسيني بهشتي، دارنده شناسنامه شماره13707ازاصفهان وصيت مي کنم به همسرم و فرزندانم و سايربستگانم که در زندگي بيش ازهر چيزبه فروغ الهي که در دل انسانهاست اهميت دهند و با ايمان به خداي يکتاي عليم،قدير، سميع،بصير، رحمان و رحيم وپيامبران بزرگوارش و پيروي از خاتم پيامبران و کتابش قرآن و از ائمه معصومين سلام ا... عليهم اجمعين و اهتمام به ذکر و يادخداي و نماز با حضورقلب،روزه، عبادات ديگر و انفاق و ايثار و صدق وجهاد بي امان در اين راه و حضور پيگير در جماعت و انس با مردم راه سعادت را به روي خود باز گردانند. و وصيت مي کنم که پس از ارتحال من بسوي خدا يک سوم از خانه مسکوني ام در تهران، قلهک،خيابان تورج،کوچه منطقي 8 و 9 و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت‌الشريفه مدرس مطلق است و از خداي متعال براي او و فرزندانم سعادت در راه خدا زيستن را خواستارم.

27رجب1400 هجري محمدحسيني بهشتي

ما بي شناسنامه نيستيم، ما از مردم جدا نمي باشيم،محل مهر جيره بندي قند و شکر، مهر شرکت در انتخابات رياست جمهوري.

ما بي شناسنامه نيستيم، اولاد زجر کشيده آل عبا،فرزندان زندانهاي بي نام و نشان و حبس ها و دخمه هاي فراموش، ما بي شناسنامه نيستيم اهل قنوتيم، ساکن دهستان نيايش و بچه جنوب عشقيم، کبوتران قباپوشي که بال درخون شهيدان کربلا نهاده ايم و عمري بر شاخه ها مرثيه خوان ذبح بني آدم ، مااز امتزاج دو ايمان بدوي روستائي از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ايم، باهيچ کس هيچ فرقي نداريم و نمازمان را اول وقت ميخوانيم.

ما محصول آن لحظاتي هستيم که خسته از بيل و رنجور از داس خيمه دعائي برافراشته اند، ماساده‌نشينان کاخ ويرانه فقر و فنائيم. پنجره هائيکه رو بسوي افق سبز توکل باز مي شوند، ما مثل کتابي در هر گوشه خاک و در هرلحظه از روزگار باز مي شويم و ديگران را از خود باخبر مي کنيم.

ما مثل وضو ساده و پاکيم، عين اقطار بي آلايش ومعصوميم،ما را مي‌شود در هر گوشه مسجد پيدا کرد. در هرجنسي جستجو نمود، با هردردي دريافت، ما مثل تلاوت غمگينيم، مثل تکبير حالت خنجر داريم، و دوستان ماشيران روز وپارسايان شبند، از نوح به بعد تاکربلا و هويزه وتا هويزه حضور داريم، پشت هرسنگي روييده ايم، با هر بوته اي رسيده ايم، بر هر شاخي بر داده ايم، ما در اين آب و خاک سبز ميشويم مابي شناسنامه نيستيم

حادثه‌ى هفتم تيرهمچنين نشانه‌ى اقتدار و استحكامهم است؛ چون اگر كسى شهيدبهشتى را مى‌شناخت وقوّت فكر و اراده و ابتكار درتصميم و اقدام را در اين شخصيت ممتاز مى‌دانست، خوب مى‌فهميد كه حذف يكچنين شخصيتى از مجموعه‌ى مديريتى كشور چه معنايى مى‌دهد. شهيدبهشتى حقيقتاً مثل سنگ آسياى گرانى بود كه با گردش خود، ده‌هاكار انجام مى‌داد؛ توليدانرژى مى‌كرد،كار راه مى‌انداخت، پيش مى‌رفت وفكر توليد مى‌كرد. وقتى كسى مثل اين شخصيت را كه در مديريت، در اجرا، در اقدام، درفكر، در مبانى فقهى و فلسفى،در تجربه و جهان‌ديدگى و روشنفكرى و وسعت‌نظر در آن پايه و رتبه بود، از دل مديريت نظامى نوپا بيرون بكشند و آن را از بين ببرند، بايدنظام فلج مى‌شد؛اما نظام نه تنها با رفتن بهشتى و بارفتن شخصيتهاى برجسته‌ى ديگرىكه چه با او، چه قبل از او و چه بعد از او به شهادت رسيدند، فلج و زمين‌گير نشد،بلكه هر كدام از اين شهادتها مثل خون تازه‌يى در رگ كالبد زنده و پُرطراوت اين نظام جوان دوانده شد و او را سرحال‌تر، بانشاطتر و پُرانگيزه‌تر كرد؛ اين،همان استحكام نظام است، كه تا الان هم همين‌طور است

.


١٨:٣٩ - 1391/04/10    /    شماره : ١٤١٥٦٥    /    تعداد نمایش : ٢١٦٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج