صفحه اصلی > محتوي اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

اعمال و فضائل لیالی قدر
مناسبتها

اعمال و فضائل لیالی قدر

آیت الله مظاهری در کتاب روزه سلوک پرهیزکاران در خصوص اعمال و فضائل لیالی قدر مطالب ارزشمندی ارائه نموده که خواننده با مطالعه آن درک بهتری نسبت به این شبها پیدا می کند.

بخش هایی از نوشته های معظم له در این کتاب به شرح ذیل می باشد:

 
* فضیلت شب قدر

شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیه اول سوره مبارکه قدر، در این شب، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینه مبارک پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» نازل شده است.

نکته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب کلمه «مَا أدرَاکَ» را هنگامی به کار می برد که بخواهد اهمیّت مطلب را بیان کند. می فرماید: چه می دانی که شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، می فرماید: درک اهمیّت شب قدر به اندازه ای است که نمی توان آن را وصف کرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژه ها و الفاظ نمی گنجد.

 «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[1]

 شب قدر از هزار ماه بهتر است.

ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یک انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزش تر از عبادت یک عمر است.

 
* معنای قدر

در شب قدر جبرئیل همراه با ملائکه مقرب خدا که تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل می شود و مقدّرات انسان ها را به خدمت امام معصوم«علیه السّلام» که در زمان پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم»  به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین«علیه السّلام» به خدمت آن بزرگوار و اکنون به خدمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» تقدیم می دارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است که انسان می تواند مقدّرات خویش را در یک پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه کند و نام خود را در طومار سعادت مندان و در طومار ارادت مندان حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» به عنوان یک شیعه ثبت نماید. «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» بیان کننده چنین مفهومی است.

تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر کسی طالب سعادت باشد، می تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد نیز به همان خواهد رسید.

«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»[2]

ای مردم بی تردید ستم های شما به زیان خودتان است.

در شب قدر اگر کسی به راستی توبه کند و یک شرمندگی درونی و حالت خجالت زدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد، پرونده درخشانی که پس از توبه گشوده می شود، زمینه سعادت وی را فراهم می آورد و امام زمان(ارواحنافداه) این تقدیر را تأیید می نمایند.

چنان که اگر کسی به دنبال شقاوت باشد، در شب قدر به جای توبه، گناه می کند یا اعراض از دعا و توبه دارد و اهمیّت به دعا نمی دهد. بنابراین در شب قدر صاحب یک پرونده سیاه است که نابود هم نمی شود. تقدیر او شقاوت است و این تقدیر هم به تایید امام زمان(ارواحنافداه) می رسد.

در طول سال هم هرکسی می تواند تقدیری که در شب قدر برای خود ایجاد کرده است، حفظ نماید و به آن عمل کند. آنکه مقدّر او سعادت و خوشبختی است، می تواند با افزایش ارتباط با معنویات و انجام اعمال صالح، بر سعادت خود بیفزاید و آنکه شقاوت و بدبختی را برای تقدیر خود انتخاب کرده است، می تواند با اعراض از ارتباط با خدا و ارزش های معنوی، شقاوت و بدبختی خود را بیشتر کند.

سپس آیات شریفه این سوره، صفت دیگری را برای شب قدر بیان می کند و می فرماید:

«سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْر»[3]

آن شب همه مشمول سلامت و رحمت خدا است تا طلوع فجر.

یعنی شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و برکتی است که انسان می تواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند. در این آیه، کلمه «سلام» همراه با تأکیداتی ذکر شده است؛

یعنی شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از برکات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیر دنیا و آخرت انسان قرار داده شده است.

از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی که به احتمال بسیار قوی، شب قدر می باشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا در این مجال برخی از اعمال این شب بیان می شود، بلکه موجب بهره برداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد.  


* نکاتی در ارتباط با شب قدر


1. توجّه

 اوّل توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با عظمتی است. در شبی که خداوند به ملائکه می گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت مند و گرفتار و گناه کاری هست که به برکت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ توجّه به این نکته لازم است که عبادت در این شب از یک عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود که در این شب، مقدّرات انسان ها رقم می خورد و در این شب است که آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیکی مبدّل سازد.

توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوک است. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی«قدّس سرّه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تکرار کردند و از دنیا رفتند: توجّه، توجّه، توجّه.

بدین ترتیب، باید از شب قدر که والاترینِ شب های سال به شمار می آید و می شود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نکنیم.

 
 2. احیاء و شب زنده داری

مطلب بعدی که درشب قدر به آن توصیه شده است، احیاء و شب زنده داری است. احیاء آن شب برکات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت که این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است.

نقل می کنند ظالمی نزد یکی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است.

آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح که از خواب بیدار شد، قدری تأمل کرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من کرد. اگر تا صبح بیدار می ماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می شد.

بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.

 
3. اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا)

مطلب سوم که لازم است به آن اهمیّت داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شب های قدر، به اندازه توان باید نماز خوانده شود. صد رکعت نماز در اعمال این شب ها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت قرآن هم که مورد تأکید ویژه می باشد و نباید از آن غافل بود. پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» و ائمه طاهرین«علیهم السّلام» بسیار سفارش فرموده اند که قرآن بخوانیم و در پناه آن، خود را حفظ کنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسیله قرآن، انسان را به جایگاه والایی می رساند. با این رابطه، انسان از شرور شیاطین انس و جن و تمامی شیاطین و حتی نفس، حفظ می شود. رابطه مداوم با قرآن برای سیر و سلوک بسیار مفید است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه می شود، برای رفع گرفتاری ها و مشکلات کارگشاست و برای تأمین یک زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.

 
4. اجتناب از گناه

نکته بعدی که بسیار اهمیّت دارد، این است که در این چند شبانه روز قدر، گناه وارد زندگی شما نشود. لااقل از هنگام افطار تا وقتی که نماز صبح اقامه می شود، کوچک ترین گناه در زندگی کسی نباشد. در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان وقتی پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» به توصیف ماه مبارک رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند، امیرالمؤمنین«علیه السّلام» از جای خویش برخاستند و عرض کردند: یا رسول الله، برترین اعمال در این ماه چیست؟ رسول گرامی«صلی الله علیه وآله وسلّم» فرمودند:الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[4]

 
* اجتناب از محرمات الهی

یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش می شود که حداقل در سه شبانه روز قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند که گناه موجب سقوط و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان می شود.

مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه باید دقّت کنند که اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید رعایت شود تا رحمت باری تعالی شامل حال بندگان شود.

یک توصیه کلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینکه اولاً گناه نکنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن باشید و توبه کنید. ثالثاً مواظب باشید در سرازیری گناه واقع نشوید و گناه روی گناه شما را بدبخت نکند. رابعاً گناه را توجیه نکنید.

امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه می شود. خانمی که بدحجاب است، گناه بدحجابی و بی حجابی را توجیه می کند. کسی که ربا می خورد، می گوید ربا نیست. افرادی که غیبت می کنند، غیبت خود را گناه نمی دانند. و نظایر این توجیه ها در جامعه فراوان است. توجیه گناه، توفیق توبه را از انسان می گیرد. بدترین دردها این است که انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است که انسان گناه کند و تصور نماید که کار خوبی انجام می دهد. اصلاً گاهی انسان گناه را به عنوان عبادت انجام می دهد. قرآن کریم می فرماید:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً  الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[5]

 بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم خبر دهیم؟ آنها کسانی هستند که سعیشان در زندگی دنیا گم و تباه شده است و خود گمان می کنند که کار نیکی انجام می دهند.

معلوم است وقتی انسان نفهمد که گناه می کند، توبه هم نمی کند و روز به روز گمراه تر می شود. تنها راه برون رفت از این گمراهی، تبعیّت از دستور و حکم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی می شود و گناه علنی و ترک امر به معروف و نهی از منکر یا بی تفاوتی نسبت به گناه،  باعث می شود دست عنایت خداوند از روی جامعه برداشته شود و چنین جامعه ای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.


5. توبه

مطلب پنجم که آن نیز از اهمیّت والایی برخوردار است، توبه است. توبه یعنی بازگشت گناه کار و پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال ، بازگشت از طاغوت ها مخصوصاً از شیاطین جنّی و انسی به سوی حق تعالی و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسه ای به سوی پروردگار مهربان .

اگر کسی به راستی توبه کند، به یقین بداند که خداوند گناهان او را می آمرزد[6]. و بالاتر اینکه قرآن کریم می فرماید:

«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[7]

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند.

با توبه، خداوند رحمان و کریم پرونده سیاه و پر از گناه انسان را به پرونده درخشانِ پر از حسنات مبدّل می سازد.

گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو خداوند از آن بزرگ تر است و خدا وعده داده است که گناه را می بخشد. بنابراین کسی نباید از رحمت حق مأیوس باشد.

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[8]

بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

اگر به راستی دل کسی شکست و یک تلاطم درونی پیدا کرد، سر به زیر و خجالت زده از خدا شد، خدا حتماً توبه او را قبول می کند. اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه کفر دارد. مسلمان، آن هم شیعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأیوس باشد. مثلاً اگر کسی بگوید خدا دیگر مرا نمی آمرزد، مأیوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد کفر است.

«وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون»[9]

از رحمت خدا مأیوس نشوید، که جز کافران از رحمت خدا نومید نگردند.

توجّه به این نکته مهم ّ است که از نظر قرآن کریم، بلکه از نظر عقل ، توبه هیچ شرطی ندارد و به صرف پیدا شدن حالت درونی پشیمانی از گناه ، توبه حاصل می گردد، امّا باید دانست که لازمه پشیمانی ، تصمیم بر ترک گناه و عمل بر طبق دستورات الهی است ؛ زیرا اگر کسی تصمیم بر ترک گناه نداشت و یا بر اساس فرمان الهی عمل نکرد، در حقیقت از گناه پشیمان نشده است .


* توبه از حقّ الله

گاهی توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد. با اینکه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بی نماز، و کسی که به نماز اهمیّت نمی دهد و نماز را ضایع می کند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبه او پذیرفته می شود. البته پس از توبه، جبران کوتاهی از عبادت فوت شده، لازم است. باید تصمیم جدی بگیرد که نماز و روزه و سایر عباداتی را که از او قضا شده است، به مرور زمان جبران نماید. پروردگار عالم توبه واقعی چنین شخصی را می پذیرد و انتظار هم ندارد بعد از توبه، تمام وقتش را صرف جبران آن عبادات کند، بلکه باید به وظایف روزانه اش رسیدگی کند و هرچه می تواند نمازها و روزه ها یا سایر عباداتش را قضا کند تا تمام شود. ولی تصمیم جدّی برای جبران این عبادات لازم است.

توبه از گناهانی نظیر دروغ و غیبت و تهمت نیز پذیرفته می شود و در بسیاری از این موارد، راضی کردن شخصی که از او غیبت شده یا به او تهمت زده شده است هم لازم نیست و فقط توبه واقعی در محضر پروردگار متعال کفایت می کند.[10]

 
* توبه از حقّ الناس

کسی که حقی از مردم ضایع کرده است و اموال دیگران را به باطل خورده است یا دزدی و حیف و میل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود داشته است، اولاً باید توبه کند و پشیمانی خود را در محضر پروردگار عالم اظهار نماید، ولی این موارد نیز نیاز به جبران دارد. باید حقّ الناس را به صاحب آن برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پیدا نکرد و دسترسی به او نبود، باید با حاکم شرع در میان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمایه ای جهت جبران حقّ الناس ندارد، باید توبه کند و تصمیم جدّی بگیرد که هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم تا آخر عمر بر این تصمیم واقعی بماند و توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، در روز قیامت پروردگار عالم آن بستانکار را راضی خواهد کرد.

کسانی هم که در ادای دیون شرعی نظیر خمس و زکات و کفّارات، کوتاهی کرده اند، باید توبه کنند و در مورد نحوه پرداخت بدهی خود، به حاکم شرع مراجعه نمایند.

خلاصه بن بست در اسلام نیست. کسی نمی تواند بگوید دیگر فایده ندارد و من بخشیده نمی شوم. این غلط است و همه باید توبه کنند و به هر روشی که می توانند جبران حقّ الله یا حقّ الناس را بنمایند یا در صورت عدم توان، تصمیم جدّی برای جبران بگیرند.

 
* آثار و برکات توبه

یکی از برکات ارزش مند توبه این است که پروردگار عالم به کسی که توبه واقعی کند یا تصمیم آن را داشته باشد، سلام می کند.

«وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم»[11]

و چون کسانی که به آیات ما ایمان می آورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، که هر کس از شما به نادانی عمل بدی کند آن گاه بعد از آن توبه کند و به اصلاح (کار خود) پردازد بی تردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

چه پروردگار بزرگواری که علاوه بر بخشش بنده گناهکار، به او سلام هم می کند. خدای سبحان بنده ای را که در پیشگاهش حالت تضرّع و سرافکندگی دارد، دوست می دارد و در قرآن شریف علاوه بر اظهار محبّت به او، وی را مطهّر می داند و چنین است که پروردگار عالَم بهترین درجه را به او داده است :

«ان ِّ اللهَ یُحب ُّ التِّوّابین َ وَ یُحب ُّ الْمُتَطَهَّرین»[12]

خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.

پروردگار مهربان تأکید می کند که اگر بنده گناهکار توبه را شکست، ولی دوباره به سوی خدا بازگشت ، خداوند متعال بار دیگر توبه او را قبول می کند و به عبارت قرآن کریم، اگر بنده عاصی ، توّاب شد، خدای متعال نیز توّاب است :

«إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»[13]

 خداوند توبه پذیر مهربان است .

قرآن در آیات دیگری می فرماید که توبه فقط موجب اصلاح آخرت نمی شود، بلکه اصلاح دنیا را هم به همراه دارد.

«یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُم»[14]

 تا خداوند عمل های شما را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد.

توبه موجب حل مشکلات و اصلاح امور دنیوی می شود، گره ها را باز می کند و گرفتاری ها را رفع می نماید.

اولاد صالح و شایسته و مال حلال و نیز قدرت و شخصیت اجتماعی، در سایه توبه روزی انسان می گردد. همچنین توبه باعث می شود نعمت های الهی مثل باران بر سر انسان فرو بریزد.

«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکُمْ»[15]

و ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید.

«وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی»[16]

و این که از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را با بهره خوشی (از زندگی) تا مدتی معین برخوردار نماید.

توبه، آثار فراوان دیگری هم دارد که به جهت رعایت اختصار از ذکر آن خودداری می شود.

 
* مراحل توبه

توبه مراحلی دارد که عبارتند از:

مرحله اوّل توبه زبانی است؛ یعنی همین که صیغه توبه بر زبان جاری شود.

مرحله دوّم توبه ای است که در آن دل انسان، زبان او را همراهی کند.

 در مرحله سوّم، دل در مقابل خداوند خاشع می گردد.

و در مرحله چهارم انسان خود را در محضر خدا می یابد و با چشم قلب او را می بیند و خود به خود حالی پیدا می کند و اشکی می ریزد و در این صورت است که می تواند راه صد ساله سیر و سلوک را بپیماید؛ چون حقیقت توبه بازگشت از شرک به توحید است. کسی که گناه می کند ظاهراً مسلمان است و در حقیقت شیطان و هوی و هوس و نفس امّاره را می پرستد و باید با توبه از شرک، به خداپرستی بازگردد.

«أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[17]

پس آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفسش قرار داده است.

یا در جای دیگر می فرماید:

«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»[18]

ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او مسلّما برای شما دشمنی آشکار است؟!

مگر ما معاهده نکردیم که بت پرست نباشید؟ بت تو شیطان و هوی و هوس نباشد؟

شب قدر، شب توبه است. از این رو، در اعمال آن شب آمده است که صد مرتبه «أستغفر الله ربّی و أتوب الیه» بگویید. ولی باید توجه شود که ذکر توبه به تنهائی کافی نیست و این توبه، توبه حقیقی نمی باشد، بلکه توبه آن است که حالت خجالت و شرمندگی در مقابل حضرت حق تعالی در توبه کننده به وجود آید؛ یعنی بنده خود را در محضر پروردگار ببیند و احساس خجالت کند.

جمله ای را حضرت امام خمینی«قدّس سرّه» بارها در درس های اخلاقی خویش تکرار می فرمودند که «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» همه باید در محضر پروردگار احساس شرمندگی کنند و از مخالفت ها و سرپیچی هایی که از اوامر او داشته اند، توبه نمایند. اینکه انسان از نعمات و سفره گسترده پروردگار متنعّم شده و مخالفت با فرامین او کند، حکایت از بی حیایی او دارد و از این بی حیایی که نسبت به محضر ربوبی حضرت حق روا داشته است، باید احساس خجالت و شرمندگی کند. به گناهان خویش اقرار کند و از محضرش طلب عفو نماید.

کسی که در محضر پروردگار عالم شرمنده و خجالت زده نیست، نمی داند چقدر گناهکار است. بعضی اوقات تکرار گناه موجب می شود قبح آن از دل انسان برود و لذا خودش را مقصّر نمی داند. در جایی که پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» که تجلّی عصمت و پاک دامنی هستند و از هر خطا و اشتباهی نیز مصون می باشند، روزی هفتاد مرتبه در محضر پروردگار توبه می نمایند،[19] ضرورت توبه برای افراد معمولی بیشتر روشن می گردد.

در طول تاریخ بسیار بوده اند کسانی که با توبه از شقاوت و تیره بختی به سعادت و خوشبختی دست یافته  و راه سیر و سلوک را به خوبی طی کرده اند.

حر بن یزید ریاحی اوّلین کسی بود که بدن اهل بیت«علیهم السّلام» را در کربلا لرزاند و راه را بر آنان بست. گناه خیلی بزرگ است. ناگهان روز عاشورا متوجه گناه بزرگ خود شد و فهمید چه کرده است. و مهم تر اینکه دانست چه باید بکند و از رحمت الهی و لطف امام زمان خود مأیوس نشد. لذا با بدن لرزان و سرافکنده و خجالت زده خدمت امام حسین«علیه السّلام» آمد. وقتی خدمت آن حضرت رسید و توبه کرد، حضرت به او فرمودند: تو را بخشیدم. او باورش نمی شد و از امام«علیه السّلام» خواست تا اجازه دهند به میدان رود و در راه خدا شهید شود. به جایی رسید که امروز همه ما در مقابل قبر ایشان می ایستیم و می گوییم: پدر و مادرم فدای شما. و او را شفیع درگاه امام حسین«علیه السّلام» قرار می دهیم. و همان گونه که به حضرت ابالفضل العباس«علیه السّلام» می گوییم: «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین«علیه السّلام» اکشف کربی بحق اخیک الحسین«علیه السّلام»» خطاب به جناب حر نیز می گوییم: «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین«علیه السّلام»، اکشف کربی بحق مولاک الحسین«علیه السّلام»».
هرکه بتواند این گونه نظر امام زمانش را جلب کند، حتماً او را خواهند بخشید و به درجات عالی خواهد رسید.

رحمت الهی مثل باران بر سر همه می بارد. این انسان است که باید برای دریافت این رحمت زمینه سازی کند و خود را در معرض آن قرار دهد. وگرنه اگر باران ببارد وکسی به زیر سقف برود، هر چقدر هم که آن باران شدت داشته باشد، روی سر او نمی ریزد.


6. دعا

مطلب مهمّی که باید در شب های قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم کسی نمی تواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز کند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی که باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین«علیهم السّلام» و به زبان عربی، بهتر است.

باید انسان در این شب ها حالی پیدا کند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارک و تعالی را بخواند و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بی حالی و کسالت نمی توان از این اوقات بهره مند شد. خوشا به حال کسانی که با حال خوش، از این اوقات خوب بهره می برند.


استجابت دعا

آیه ای در قرآن راجع به دعا است که از نظر تأکید منحصر به فرد است:

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَه الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[20]

و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو که) من حتماً (به همه) نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید که راه یابند.

یا رسول الله اگر از تو پرسیدند خدا کجاست؟ بگو نزدیک است. از رگ گردن به تو نزدیکتر است. از خود تو به تو نزدیک تر است. از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا کنید، اجابت می کنم. جواب شما را می دهم حتماً ایمان و عقیده داشته باشید که استجابت می کنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا می گوید دعا کنید. و رستگاری و رشد انسان ها در سایه دعا و ارتباط با او میسر می شود.

در آیه دیگر تهدید می کند و می فرماید اگر کسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نکند، به جهنم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود:

«وَ قالَ ربُّکُمُ ادعُونِی اَستَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[21]

و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، البته کسانی که از عبادت من تکبر ورزند به زودی خوار و سرافکنده وارد جهنم می شوند.

در آیه دیگر می فرماید:

«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ»[22]

بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند برای شما ارجی قائل نیست.

خداوند در این آیات می فرماید اگر دعا در زندگی شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنایت من از روی سر شما برداشته می شود.

نظیر این دو سه آیه در قرآن زیاد است که به ما می فهماند مأیوس از استجابت دعا نباشیم. خداوند متعال در قران کریم استجابت را وعده داده است و وظیفه ما هم دعا کردن است. اعتقاد به اینکه خداوند از ما خواسته است دعا کنیم و دعای ما بدون نتیجه نمی ماند، ضروری است.

دعای سحر دعای خیلی خوبی است که همه ائمه طاهرین«علیهم السّلام» آن دعا را می خوانده اند. و در این دعا از اول تا آخر نمی گوید خدایا چه می خواهم. فقط می گوید «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد«صلی الله علیه وآله وسلّم»». ولی نمی گوید چه می خواهم. لذا خوب است انسان فقط دعا کند و یقین داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او می دهند.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن            که خواجه خود روش بنده پروری داند

 
حالا اگر کسی تعیین کند چه می خواهد، اگر صلاح او باشد، عین دعا مستجاب می شود. ولی اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد، حتماًَ نظیر آن عطا می شود. مثلاً اگر کسی فقیر است و تموّل می خواهد، اگر به صلاح او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خیری و نظائر آن را عطا می فرماید.

بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. اگر هم به هیچ وجه استجابت دعا در این دنیا مصلحت نباشد، خداوند تبارک و تعالی در قیامت از بنده اش عذرخواهی می کند و به او می فرماید: اگر دعای تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علت آن را برای او روشن می کند و به گونه ای برای او جبران می نماید که آن بنده می گوید ای کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.

 
بهترین دعاها

* دعا برای فرج امام زمان(ارواحنافداه)

* دعا برای عافیت

* دعا برای حُسن عاقبت

* دعا برای کسب تقوا

* دعا برای رفع صفات رذیله

* دعا برای تقرّب الی الله

* دعا برای رفع مشکلات اجتماعی و شخصی

 
موانع استجابت دعا

در این مجال به جهت رعایت اختصار، فقط عناوین موانع استجابت دعا ذکر می شود: 

گناه، ستم و کمک به ستمکار ، نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنان ، بریدن از خویشاوندان ، ترک امر به معروف و نهی از منکر ، سبک شمردن نماز ، سخن چینی ، غذای حرام و حکمت و مصلحت خداوند 

 
7. توسّل به اولیای الهی«علیهم السّلام»

و نکته آخر اینکه بنا به فرمایش خداوند متعال که فرموده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة»[23]

ای کسانی که ایمان آورده اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجوئید.

باید با توسّل و به واسطه حضرات معصومین«علیهم السّلام» به درگاه خداوند رفت. یکی از اعمال وارد شده در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء«علیه السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم السّلام» است. توسّل به این بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.

قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» می فرماید اگر گناهکار نزد تو بیاید و استغفار کند و تو هم برای او استغفار کنی، حتماً گناه آمرزیده و حاجت برآورده می شود:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً»[24]

و اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند نزد تو می آمدند، آنگاه از خداوند آمرزش می خواستند و رسول خدا نیز برای آنها طلب آمرزش می کرد، بی تردید خدا بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند.

رسول گرامی«صلی الله علیه وآله وسلّم» در زمان خودشان، ائمه طاهرین«علیهم السّلام» یکی پس از دیگری در زمان خودشان و در زمان ما حضرت مهدی(ارواحنافداه) واسطه های فیض الهی هستند. آمرزیده شدن گناهان و رفع حوائج، باید با جلب نظر حضرت مهدی(ارواحنافداه) صورت پذیرد.

اگر حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) نظر لطفی به جلسات دعا نفرمایند، آن جلسات هیچ فایده ای ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطه آن حضرت دعاها را مستجاب کند.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند           آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

توسّل در سیره زندگانی حضرات معصومین«علیهم السّلام» همواره بوده است. پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» در نماز و مواقعی که دعا می فرمودند، این جمله را می فرمودند: «اللهم بحقّ علی». و امیرالمؤمنین«علیه السّلام» نیز در نمازها و دعای خود به پیامبر«صلی الله علیه وآله وسلّم» متوسّل می شدند.[25]

در ادعیه ای که از جانب معصومین«علیهم السّلام» وارد شده و برخی از آنها در مفاتیح  محدّث قمی آمده است، نمی توانید دعایی را پیدا کنید که بدون توسل باشد.

بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار متعال عرض شود که خدایا ما حضرت زهرا«سلام الله علیها»، امیرالمؤمنین«علیه السّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهم السّلام» را واسطه قرار داده ایم. ما با وجود نازنین حضرت مهدی(ارواحنافداه) به در خانه تو آمده ایم، به حق ایشان و به واسطه این بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبه های ما را قبول بفرما.

پی نوشت ها:

1. قدر / 4
2. یونس / 23
3. قدر / 5
4. الأمالی (للصدوق)، ص 95
5. کهف / 104-103
6. در برخی از موارد پذیرش توبه نیازمند زمینه سازی توسط توبه کننده است و بدون آن، توبه محقّق نمی شود. برای مطالعه بیشتر ر.ک: بخش توبه از اصول اعتقادیِ رساله توضیح المسائل معظّم له
7. فرقان / 70
8. زمر / 53
9. یوسف / 87
10. جهت اطلاع از تفصیل این موضوع ر.ک. بخش اخلاق رساله توضیح المسائل معظّم له
11. انعام / 54
12. بقره / 222
13. توبه / 118
14. احزاب / 71
15. هود / 52
16. هود / 3
17. جاثیه / 23
18. یس / 60
19. مستدرک الوسائل، ج 5 ، ص 320
20. بقره / 186
21. غافر / 60
22. فرقان / 77
23. مائده / 35
24. نساء / 64
25. بحارالانوار، ج 36، ص73


٠٩:٣٠ - 1397/03/12    /    شماره : ٢٧٧٩٤١    /    تعداد نمایش : ٣٨٦٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج