پيام امام خميني خطاب به مراجع اسلام و روحانيون سراسر كشور

بسم الله الرحمن الرحیم

صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طيبه شهيدان خصوصاً شهداي عزيز حوزه‌ها و روحانيت. درود بر حاملان امانت وحي و رسالت پاسداران شهيدي كه اركان عظمت و افتخار انقلاب اسلامي را بر دوش تعهد سرخ و خونين خويش حمل نموده‌اند. سلام بر حماسه‌سازان هميشه جاويد روحانيت كه رساله علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مركب خون نوشته‌اند و بر منبر هدايت وعظ و خطابه ناس از شمع حياتشان، گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند. افتخار و آفرين بر شهداي حوزه و روحانيت كه در هنگامه نبرد، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به ميهماني عرشيان رفتند و در مجمع ملكوتيان شعر حضور سروده‌اند.

 

 
 

علمای اسلام، پیشتازان نهضت­ها و انقلاب­ها

در هر نهضت و انقلاب الهي و مردمي علماي اسلام اولين كساني بوده‌اند كه بر تارك جبين شان خون و شهادت نقش بسته است. كدام انقلاب مردمي ـ اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر بالاي دارنرفته‌اند و اجساد مطهرشان بر سنگ­فرش­هاي حوادث خونين به شهادت نايستاده است؟ در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پيروزي، شهداي اولين، از كدام قشر بوده‌اند؟ خدا را سپاس مي‌گذاريم كه از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلولهاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه‌ها و ميادين مين، خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت را گلگون كرده است و در پايان افتخارآميز جنگ تحميلي نيز رقم شهدا و جانبازان و مفقودين حوزه‌ها نسبت به قشرهاي ديگر زيادتر است. بيش از دو هزار و پانصد نفر از طلاب علوم دينيه در سراسر ايران در جنگ تحميلي شهيد شده‌اند و اين رقم نشان مي‌دهد كه روحانيت براي دفاع از اسلام و كشور اسلامي ايران تا چه حدد مهيا بوده‌ است.

امروز نيز همچون گذشته شكارچيان استعمار در سرتاسر جهان، از مصر و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ايران و اراضي اشغالي به سراغ شيردلان روحانيت مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله وسلم رفته‌اند و از اين پس نيز جهان اسلام هر از چندگاه شاهد انفجار خشم جهان­خواران عليه يك روحاني پاك باخته است.علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه‌داران و پول­پرستان و خوانين نرفته‌اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده‌اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه‌داران در يك كاسه است.و خداوند كساني را كه اين‌گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي‌كنند، نمي‌بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه‌داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده‌اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا، زندگي كرده‌اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگي علماي سلف، حكايت از فقر و نهايتاً روح پر فتوت آنان براي كسب معارف مي‌كند كه چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل كرده‌اند و با قناعت و بزرگواري زيستند.

در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سرنيزه بوده است،نه سرمايه پول­پرستان و ثروتمندان، بلكه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است كه مردم آنان را برگزيده‌اند.

مخالفت روحانيون با بعضي از مظاهر تمدن در گذشته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبي، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود كه آنان با اختراعات و پديده‌ها برخورد احتياط ‌آميز كنند. علماي راستين از بس كه دروغ و فريب از جهان­خوارن ديده بودند، به هيچ چيزي اطمينان نمي‌كردند و ابزاري از قبيل راديو و تلويزيون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهي حكم به منع استفاده از آنها را مي‌دادند. آيا راديو و تلويزيون در كشورهايي چون ايران وسايلي نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ آيا رژيم گذشته از راديو و تلويزيون براي بي‌اعتبار كردن عقايد مذهبي و ناديده گرفتن آداب و رسوم ملي استفاده نمي‌نمود؟ به هر حال خصوصيات بزرگي چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگي به قدرت­ها و مهمتر از همه احساس مسؤوليت در برابر توده‌ها، روحانيت را زنده و پايدار و محبوب ساخته است و چه عزتي بالاتر از اين كه روحانيت با كمي امكانات، تفكر اسلام ناب را بر سرزمين افكار و انديشه مسلمانان جاري ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حيات و معنويت هزاران محقق به شكوفه نشسته است. راستي اگر كسي فكر كند كه استعمار، روحانيت را با اين همه مجد و عظمت و نفوذ تعقيب نكرده و نمي‌كند، ساده‌انديشي نيست؟