شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٩
منو اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]

بسمه تعالی

 دیدگاه بزرگان حوزه درباره رسالت حوزه­های علمیه

آگاهی طلاب نسبت به رسالت­های اصلی حوزه و شناخت صحیح مسیر و اهداف طلبگی، ایشان را در انجام بهتر وظیفه و رسالت خویش و پیموندن این مسیر پر فراز و فرود یاری خواهد نمود. از این رو در این نوشته کوتاه به صورت مختصر، دیدگاه بزرگان و اساتید حوزه پیرامون این رسالت مهم و مقدس اشاره شده است.

 

آیة الله محمدتقی مصباح یزدی«دامت برکاته»

حوزه به عنوان یک مرکز آموزشی علوم دینی، یک هدف کلی، بیشتر ندارد و آن آموزش دین است. به تعبیر دیگر، تربیت کسانی که بتوانند دین مقدس اسلام را در ابعاد مختلفش برای اقشار مختلف مردم بیان کنند و از مواضع دین دفاع کنند. این هدف کلی با توجه به جهات مختلفی، قابل تعدد و تکثر است؛ یعنی، اهداف جزئی از آن متولد می­شود:

1.       به لحاظ محتوای خود دین؛ دین، شامل مطالب مختلفی مانند عقاید، احکام عملی- با آن گستردگی فروع - مسایل اخلاقی و معنوی مسایل تاریخی، سیره ائمه علیهم السلام و مسایل دیگر است. لازمه این نگاه، این است که اهدافی مانند تربیت فقیه و تربیت مفسر و تربیت فیلسوف و ... داشته باشیم.

2.       به لحاظ سطح آموزش؛ اهداف، از این جهت به سه دسته تقسیم می شوند:

·         آموزش­گران دین در سطح ابتدایی و ساده؛

·         آموزش­گران در سطح متوسط برای مراکز علمی؛

·         آموزش­گران در سطوح خیلی عالی، مانند دروس خارج فقه و فلسفه و ... .

3.       به لحاظ شیوه­های آموزشی؛ تبلیغ دین و آموزش آن به شیوه­های مختلفی صورت می­گیرد؛ گاهی به صورت سخنرانی است و گاهی به صورت کلاس­داری و گاهی به صورت نوشتن و تالیف و زمانی به صورت هنری است. حوزه باید به گونه ای باشد که حتی بتواند بر امور هنری مانند نمایش­نامه نویسی و ... نظارت کند و با نمایش برنامه ها و فیلم­های ارزنده، اسلام را به مردم - ایران و دنیا - بشناساند.

4.       به لحاظ علوم و دانش­ها؛ آموزش در حوزه­ها منحصر به مطالبی که مستقیما دردین وجود دارد، نیست؛ مثلا ادبیات و منطق و ... اینها که مستقیما در دین مطرح نشده­اند؛ علوم ابزاری هستند. اما حوزه باید فردی را داشته باشد که متخصص در فن خطابه باشد، متخصص در ادبیات باشد؛ یعنی، در کنار فقیه، در حوزه باید فیلسوف باشد، باید ادیب باشد، باید الآن از راه­های مختلف به اسلام - و بخصوص شیعه- حمله می­شود.امروز شبهات زیادی درباره اسلام، نوشته و پخش می­شود. از حقوق جزایی اسلام گرفته تا دیدگاه­های دیگر اسلام، همه مورد هجوم دشمنان قرار دارد. ما باید روان­شناسی، جامعه­شناسی و ... بدانیم تا بتوانیم پاسخگو باشیم . ما باید از حقوق - چه جزایی و چه مدنی و چه اساسی - اطلاع داشته باشیم؛ ما، باید از مبانی فکری «حقوق بشر» اطلاع داشته باشیم، تا بتوانیم پاسخ شبهاتی مانند «منافات داشتن حقوق جزایی اسلام با حقوق بشر» را بدهیم . برای شناخت مباحثی چون روان شناسی نمی­توانیم به سراغ دانشگاه برویم؛ زیرا، آن ها دیکته شده غرب است، آن هم با گزینشی از طرف آنها. ممکن است آنچه اینک به عنوان «روان شناسی » تدریس می شود، مطالبی باشد که در خود غرب مردود شده باشد .

حوزویان، حتی علومی مانند علوم تجربی و ریاضی و فیزیک و زیست شناسی را باید بدانند؛ زیرا، خیلی از شبهات مربوط به این علوم است. علوم انسانی، به گونه­ای است که مسایل آن دایما در تحول است و نظریات جدیدی مطرح می­شود و مکتب­های جدیدی به وجود می­آید. لذا حوزه باید از جدیدترین نظریه­ها و دیدگاه­ها مطلع باشد .

5.       به لحاظ مخاطبان؛ ما، یک وقت با مسلمانان و شیعیان ایران مواجه هستیم و می­خواهیم اسلام را به آنها آموزش بدهیم و سطح معلوماتشان را بالاتر ببریم و یک وقت است با کسانی که اصلا منکر دین هستند، مواجهیم و یک وقت با پیروان ادیان دیگر و یا فرقه های مختلف اسلامی برخورد داریم، اینها را چگونه آموزش بدهیم؟ با آنها، چگونه بحث کنیم؟ هر فرقه و گروهی، شیوه خاصی می­خواهد. ما باید حتی قبل از اینکه اسلام را بدانیم، با مبنای فکری و عقیدتی آنها آشنا باشیم تا بتوانیم برخورد کنیم. پس، یکی از اهداف حوزه، تربیت کسانی است که به مذاهب و ادیان مختلف، آگاه هستند. با توجه به تشعّب مذاهب و ادیان این طور نیست که ما فقط یک رشته به نام رشته ادیان داشته باشیم . تا قبل از انقلاب، زمینه کار برای روحانیت در داخل هم فراهم نبوده، چه برسد به خارج . ما، اصلا توجه به رسالتی که روحانیت شیعه برای اداره کل جهان دارد، نداریم . ما، خیلی ضعیف برخورد می­کنیم .

6.       به لحاظ اخلاق؛ یکی از اهداف، اهداف اخلاقی و تربیتی است. درست است که ما می­خواهیم دین را آموزش دهیم، اما کسی که می­خواهد دین را آموزش بدهد، باید خودش، عامل باشد، باید تربیت شده مکتب باشد. اگر خودش عامل به دین نباشد، گفتارش در مردم اثر نمی­کند . این، باید به عنوان یک هدف فوری، در حوزه مطرح باشد . متاسفانه، جای این هدف بسیار پایین است و باید بگویم برای مثل بنده شرم آور است که در یک حوزه ... هزار نفری، بیش از چند استاد اخلاق، نداریم ... .

7.       به لحاظ سیاسی؛ هدف دیگری که به عنوان یک هدف جنبی، می­شود مطرح کرد، این است که عالم دینی، وقتی می­تواند در جامعه کارآمد باشد که از مسایل روز دنیا و کشور خودش مطلع باشد. پس یکی از اهدافی که ما می­توانیم مطرح کنیم، دادن آموزش­های سیاسی- اجتماعی، مربوط به کشور و در درجه دوم مربوط به کشورهای اسلامی و در مرحله سوم کل کشورهای جهان، است (تلخیص و اقتباس از نشریه پیام حوزه، زمستان 1375،ص 104).

آیة الله ناصر مکارم شیرازی «دامت برکاته»

هدف از تحصیل در حوزه همان هدفی است که در آیه نفر (توبه، 122) توصیف و ترسیم شده است . در این آیه، سه هدف ذکر شده است:

1.       هدف ابتدایی «لیتفقهوا»؛

2.       هدف نهایی «لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم »؛

3.       هدف اعلا «لعلهم یحذرون ».

گروهی از هر منطقه­ای می­آیند و پس از آنکه تفقه در دین یافتند، باز می­گردند و فراگرفته­ها و دانسته­های خود را ابلاغ می­کنند. نتیجه نهایی این کار، اصلاح جامعه اسلامی و شکل­گیری آن در یک قالب کاملا قرآنی و اسلامی است. پس ما باید روی سه مرحله کار کنیم؛ یعنی، در ابتدا گزینش صحیحی باید صورت بگیرد و سپس مسأله تفقه در دین - به گونه ای صحیح و جامع - مطرح گردد و مرحله سوم، برنامه ریزی برای ایجاد شرایط مناسب و فرستادن افراد کار آزموده، به طور صحیح و حساب شده، به مراکز مورد نیاز، انجام گیرد .

این، خلاصه چیزی است که از قرآن آموخته­ایم. منتها در شرح و تفصیل، مراتب زیادی را طی می­کند، از قبیل اینکه نحوه آموزش و مواد آموزشی چگونه باشد؟ شرایط آموزش و کیفیت آن چگونه باشد؟ مساله اعزام و بهره گیری و اثرگذاری چگونه باشد؟ لازم است در مورد جزئیات هر کدام از اینها به طور مشروح بحث شود .

وظیفه روحانیت در باره جامعه

در آیه مورد بحث مساله «انذار» مطرح است. انذار چیزی بیش از تعلیم است. انذار یعنی مدیریت و ایجاد زمینه و انگیزه برای حرکت. در آیه نفر، خداوند تبارک و تعالی نمی­گوید یادشان دهید، شاید یاد بگیرند. بلکه می­فرماید: «یادشان بدهید و ایجاد حرکت کنید تا راه بیفتند». تعلیم و تعلم، جنبه مقدمه­ای دارد. بنابراین، پیوند روحانیت با جامعه، تنها پیوند معلمی نیست بلکه در واقع پیوند یک مربی، مدیر و مدبر است (همان،ص89).

آیة الله رضا استادی«دامت برکاته»

 

در بیان هدف از تحصیل، باید در ابتدا انتظارهایی که از حوزه­های علمیه است، بیان شود. آن انتظارها و اهداف، خیلی روشن است. انتظار اولی که از حوزه­های علمیه است، تبیین و تفسیر دین است؛ یعنی، اسلام و مکتب اهل بیت علیهم­السلام را تبیین و تفسیر کند. انتظار دوم از حوزه ها، پاسداری از متن دین است که مبادا دین اسلام هم به مانند ادیان گذشته، تحریف شود. انتظار سوم این است که مدافع دین باشد؛ یعنی، در مقابل شبهه­هایی که از سوی دشمن، در مطالب دینی - چه اعتقادی، چه اخلاقی، چه فقهی - القا می­شود، مجهز باشد که بتواند آن شبهه­ها را پاسخ گوید.

مطلب دیگری که در کنار این سه، است، آشنا بودن حوزه با زبان روز است . انبیا علیهم­السلام به زبان مردمشان، با آن ها صحبت می­کردند. حوزه، باید از حیث بیان و قلم مجهز باشد.

محصل علوم دینی، هدفش باید این باشد که گوشه­ای و بُعدی از این ابعاد را دنبال کند. او، به هر اندازه­ای که در تامین آن اهداف، موفق باشد، به همان اندازه در بهره­وری از تحصیلش موفق شده است (همان،ص96).

آیة الله مهدوی کنی «دامت برکاته»

من فکر می­کنم از آیه شریفه «نفر» می­توان هدف از تحصیلات حوزه را فهمید. آنچه که از تفاسیر استفاده می­شود، این است که تفقه غیر از آگاهی است. لذا، اولین چیزی که لازم است تفقه است و اینکه وظیفه دینی به مردم ابلاغ شود . پس یک هدف آموزشی است و یک هدف کاربردی.

 کاستی ها و موانع موجود برای رسیدن به این اهداف 

من از آیه «نفر» دو نکته استفاده می­کنم یکی تعبیر به «طایفه » است، یعنی باید در حال طواف و گردش باشند. پس باید دو جهت در میان علمای حوزه باشد: یکی اینکه همیشه باید در حال طواف و گردش بین حوزه و مردم باشند، سکون مضرّ است و ارتباط با حوزه هم نباید قطع شود، مثل پزشکان که دوره­های مطالعاتی دارند.

این ارتباط خاصیتی دارد که نیاز مردم را می­فهمیم. حتی فلسفه هم این طور است که هر روز سؤال و شبهه­ها و ایسم­های گوناگون به وجود می­آید.

نکته دوم؛ عالم باید در میان مردم برود و آن ها را تربیت کند و مشکلات فکری آن ها را حل کند . اول هم باید به ده و محل خودش خدمت کند چون نسبت به آنها دِیْن دارد. پس کاستی­های حوزه این است که ما باید کسانی را تربیت کنیم که مشکلات جامعه را حل کنند . در این باره باید نیازها را دید؛ یک وقت ما می­خواهیم طلبه­ای را برای روستا تربیت کنیم، یک وقت برای شهرهای بزرگ و دانشگاه ها و ... .

یکی از اشکالات و کاستی­ها این است که ما برای پایه­های مختلف و مراتب و مردم گوناگون برنامه­های متناسب نداریم. ... پس یکی از کاستی­ها، همین بی­برنامگی­ها و عدم استعدادیابی افراد است.

این ساختار فعلی، پاسخ­گوی نیازهایی که عرض کردم نیست. در دوره عمومی، عربی و منطق و اصول و مقداری فقه باید خوانده شود، ولی در کنار همین دوره عمومی، باید استعداد و ذوق طلبه شناخته شود، تا اگر بعد از چهار، پنج سال از حوزه بیرون رفت، به درد کاری بخورد. حتی من معتقدم، ما کسانی را که تربیت می­کنیم، باید مسایل جغرافیایی و فرهنگی مناطقی که برای تبلیغ می­روند را به آنان آموزش دهیم تا با آمادگی و ذهنیت به آن مناطق بروند. (همان،ص 83).

 

حجة الاسلام و المسلمین سید هاشم حسینی بوشهری «دامت برکاته»

 

همان طور که مسؤولیت انبیای الهی و امامان علیهم­السلام ارشاد و هدایت جامعه و پرورش عناصری به منظور هدایت جامعه بوده است . در عصر غیبت، حوزه­های علمیه پدید آمده­اند تا بتوانند جایگاه مناسبی برای انتقال علوم و معارف اهل­بیت علیهم­السلام به جامعه، باشند. به طور خلاصه، حوزه باید در مقابل شبهات و اشکالاتی که متوجه دین و مسایل دینی است، پاسخ­گو باشد. در عصر ما، که عصر شکل­گیری یک نظام و حکومت اسلامی است، فارغ التحصیلان حوزه، علاوه بر مسؤولیت شناخت و تبیین و تفسیر دین و پاسداری و حمایت از آن، اجرای آن در صحنه جامعه را نیز بر عهده دارند(همان،ص 118).

آیة الله سید کاظم حائری «دامت برکاته»

 

هدف از تحصیل در حوزه را به دو بیان می شود تعبیر کرد: اجمالی و کلی.

بیان اول فلسفه وجودی حوزه برای این است که اول خود طلاب تعلیم گیرند و تربیت شوند؛ آن گاه به تعلیم و تربیت مسلمانان جهان اقدام کنند .

بیان دوم این است که، هدف حوزه تامین مصالح دنیا و آخرت کل مسلمانان - بلکه همه مکلفان است و کار حوزه به دست آوردن قوانین اسلام است .

در حوزه، بیشتر تکیه بر فقه و اصول و مقدمات این دو علم (صرف، نحو و) ... است . البته، ما نمی­گوییم به اینها نباید اهتمام کرد، بلکه می­گوییم در کنار اهتمام به اینها، به کلام، فلسفه، تفسیر، تاریخ تحلیلی اسلام، سیره ائمه [علیهم السلام] و ... هم اهتمام شود (همان،ص91).

حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی «دامت برکاته»

 

هدف [از تحصیلات حوزوی] همان است که در آیه شریفه نفر آمده است: «لینذروا قومهم » هدف از تفقه، آموزش درست همه ابعاد دین و به دنبال آن «انذار» است.

اولا، مقصود از تفقه در آیه، معنای محدود مصطلح کنونی نیست، بلکه فراتر از آن است؛ یعنی فهم دقیق همه ابعاد دین.

ثانیا، مقصود از انذار یعنی ابلاغ دین و ساختن زمینه پذیرش دین. بنابراین، دایره اهداف حوزه بس وسیع و بزرگ خواهد بود. حوزه، هم باید مجتهد بپروراند و هم مبلغ و ... تا نیازهای فرهنگی نظام مقدس اسلامی را تامین کند. بحمدالله حوزه مقدسه توان برآوردن این همه را دارد(همان،ص 125).

آیة الله احمدی فقیه «ره»

 

آنچه حوزه­ها به عهده دارند، این است که آنچه مردم از نظر دینی - در تمام ابعاد مذهبی - احتیاج دارند، و مورد ابتلای آنان است جواب­گو باشند و گرنه حوزه چندان مفید نخواهد بود. حتی به نظر من، اگر در دوره­های قبل «فقها» و «بزرگان حوزه» به طبابت مشغول بودند، از این جهت بوده است که پاسخ پناه آوردن مردم به علما را بدهند و برطرف کننده حوایج آنها بوده و به صورتی را تقاضای آنان را اجابت کنند.

حال که هدف از حوزه این شد، باید در حوزه هم فقیه وجود داشته باشد - تا آنکه به مسایل دینی و فقهی پاسخ دهد - و هم عارف باشد - که جواب نیازهای روحی و سلوکی مردم را بدهد - و هم متکلم باشد - تا جواب شبهات اعتقادی را بدهد تا دین مردم محفوظ بماند - و هم مفسر باشد و ... (همان،ص111).

 

حجة الاسلام و المسلمین مهدی هادوی تهرانی«دامت برکاته»

نظام آموزشی حوزه، نظامی است که ریشه در اعماق تاریخ شیعی دارد و در واقع پایه گذار این نظام تحصیلی ائمه اطهار علیهم­السلام هستند. این نظام، با توجه به پیشینه تاریخی که دارد از نقاط قوت فراوانی برخوردار است، ولی در عین حال کاستی­هایی در آن هست. که همین کاستی­ها – و لو اندک - باعث شده است نتواند کارآیی لازم را در وضعیت موجود داشته باشد. پیش از اینکه به بررسی نظام آموزشی حوزه بپردازیم، جا دارد که جایگاه و منزلت روحانیت را مشخص کنیم .

اگر شأن یک عالم دینی صرفا شأن یک متخصص علم باشد قهرا برنامه ریزی خاصی متناسب با این شأن طلب می­کند. اما اگر گفتیم روحانیت و عالمان دین شأن دیگری غیر از متخصصان علم دارند، در این صورت برنامه متناسب با آن باید طرح­ریزی کرد. به نظر من جایگاه روحانیت در جامعه، جایگاه انبیاست؛ به این معنی که وظیفه اصلی روحانیت هدایت جامعه به سمت حقایق و صراط مستقیم است. این مهم، خصلت­هایی را می­طلبد که به صورت کامل و اکمل در انبیا وجود داشت که عبارتند از:

1.       کسی که مردم را به راهی هدایت می­کند، باید خودش به آن آگاه باشد . این خصلت در انبیا از طریق علم الهی و علم لدنی حاصل بود . اما عالم دینی نیازمند تحصیل است تا بتواند راه حق را بشناسد. در عین حال، آگاهی از دین در تمام ابعاد کاری مشکل است و افراد به تناسب استعداد و توان می­توانند در برخی از این ابعاد به صورت خوب یا برجسته معلوماتی کسب کنند، اما مجموعه سازمان روحانیت یا مجموعه عالمان دینی باید به گونه­ای باشند که همه معارف دینی را برای مردم معرفی کنند .

2.       مخاطبان خود را بشناسد و از اوضاع فکری، اجتماعی و فرهنگی آنان آگاهی داشته باشد و چون در شرایط عادی یک عالم دینی توانایی شناخت و پاسخ­گویی به همه نیازهای اقشار مختلف را ندارد، لذا مجموعه عالمان دین این مسؤولیت را به عهده دارند .

3.       هادی باید عامل و ملتزم به آنچه که مردم را بدان دعوت می کند، باشد و در جنبه اخلاقی و عملی الگو و اسوه باشد . روحانیت هنگامی می تواند به مسؤولیت و رسالت خود عمل کند که اسوه بودن را برای خودش حفظ کند.

با توجه به جایگاهی که برای روحانیت ترسیم کردیم، می­توانیم توانایی ها و ناتوانی­های ساختار فعلی حوزه­ها را تشخیص بدهیم . حوزه­های علمیه ما در واقع براساس بینشی خاص و برای رسیدن به هدفی خاص بنیان­گذاری شده­اند و می ­توان گفت در رسیدن به آن هدف موفق بوده­اند و هیچ کاستی و کمبودی ندارند. ولی آن هدف، هدفی همه جانبه نبوده است، مجموعه ساختار حوزوی ما به گونه ای ترسیم شده که محصول نهایی آموزش­ها، تربیت مجتهد در فقه و اصول در حیطه مباحث سنتی است. ساختار حوزه علمیه برای رسیدن به این هدف بسیار بسیار خوب است. اما این را هم باید توجه داشت که این نظام طراحی شده است تا نخبگان و افراد برجسته به درجه اجتهاد در زمینه فقه و اصول به شکل سنتی آن برسند. تاریخ آموزش­های حوزوی همواره نقاط درخشانی در تحقق این هدف از خودش نشان داده است و امروز هم همین طور است .

اما مشکل این است که تنها پرداختن به فقه و اصول - آن هم به شکل سنتی – نمی­تواند مجموعه نیازی که الآن وجود دارد و آنچه که در آینده پدیدار می شود را تامین کند. ما برای اینکه بتوانیم دین را معرفی کنیم نمی­توانیم تنها به معرفی احکام در سطح بسیار تخصصی و استدلالی، آن هم در حوزه احکام سنتی و مسایل شناخته شده فقهی اکتفا کنیم. بلکه ما از یک سو با مسایل جدیدی مواجهیم که باید فقها پاسخ­گوی آن باشند. از سوی دیگر با مجموعه وسیعی از مردم که توانایی ادراک مباحث تخصصی را ندارند روبرو هستیم و از طرف دیگر اسلام منحصر به فقه و اصول نمی­شود. مباحث دیگری نیز در اسلام هست، که اگر آنها در نظر گرفته نشوند، اسلام تحقق پیدا نکرده است.

مساله دیگر که باید توجه کرد، اتفاقی است که در خارج از حوزه­های علمیه به وقوع پیوست. آهنگ رشد مسایل مختلف در بیرون حوزه­ها، با توجه به گسترش علوم، هر روز سریع تر شد و شاخه های تازه ای از معارف پیدا شد . مباحثی که در صد سال گذشته مطرح شده است، شاید حجمش مساوی با کل مباحث گذشته فرهنگ بشری باشد. البته باید توجه داشته باشیم که با ذخایر علمی که در حوزه­های علمیه هست - اعم از منابع که از سرچشمه نورانی وحی ناشی می­شود و شیوه­ها که آن هم ریشه در وحی دارند - ما این توان را داریم که اگر بخواهیم، در یک فرصت زمانی بسیار کوتاه مجموعه نیازهای فرهنگی معاصر را برآورده کنیم،بلکه بتوانیم پیشگام و پیشرو فرهنگ معاصر باشیم. روش آموزشی موجود حوزه یکی از پیشرفته­ترین روش­های آموزشی است با اینکه خودش یک روش سنتی است. عمق و اتقانی که با تحصیلات حوزوی برای طلبه پیدا می شود، در هیچ شیوه آموزشی وجود ندارد. من این را به استناد تحقیقاتی که شخصا انجام داده ام و ملاحظه نمونه کارهایی که در مراکز مختلف آموزشی شده است عرض می­کنم. الآن صاحب­نظران و پیشگامان برنامه­ریزی آموزشی در غرب شیوه­هایی را برای وضعیت آموزشی خودشان پیشنهاد می­کنند که یک نمونه کم­رنگ از شیوه­هایی است که سال­هاست به صورت طبیعی در حوزه­ها اعمال می­شود (همان،ص134).

حجة الاسلام و المسلمین ربانی گلپایگانی«دامت برکاته»

از آنجا که ما علما را جانشینان امام معصوم علیه­السلام در عصر غیبت می­دانیم و معتقدیم که علما در زمان غیبت، وظیفه امام معصوم علیه­السلام را انجام می­دهند، می توان گفت که هدف از تحصیل در حوزه، شناخت دین و تبیین احکام و معارف دینی و نشر آن و اجرای احکام است. متاسفانه، تفکر اشتباهی که در ذهن بعضی، به دلیل نفوذ فرهنگ غرب، وجود دارد، این است که فکر می­کنند در مدیریت کلان جامعه و هدایت کلان جامعه، غیر علما هم با علما شریکند. براساس ادله، رهبریت و هدایت جامعه در دوران غیبت بر عهده ولی فقیه است و دیگران زیرنظر او باید فعالیت کنند (همان،ص143).

 

 

آیة الله راستی کاشانی «دامت برکاته»

 

الحمدلله رب العالمین ... امّا مسأله مهم تر این است که بررسی کنیم و دریابیم که به چه میزان آن رسالتی که در حوزه های علمیه بر دوش روحانیّت هست را به انجام رسانده ایم و به هدف اساسی روحانیّت و حوزه های علمیه چه مقدار نزدیک شده ایم. بنده در بیان عرایضم از سر دلسوزی و علاقه و حساسیتی که به امور حوزه دارم، مطالبی را یادآوری می کنم و خوب واقفم که شما عزیزان به این نکات توجه دارید، امّا تکرار و تذکر آن یقینا مفید خواهد بود.

  آن چیزی که می تواند جهان بشریّت را از آلودگی ها و نابسامانی ها نجات دهد، اسلام عزیز است. این احکام و معارف نورانی اسلام چگونه باید به مردم برسد بدون شک از طریق همین حوزه های علمیه، کسانی که وقت شان را در همین حوزه های علمیه صرف می کنند، باید به مقام و جایگاهی برسند که بتوانند معارف دین را همان طوری که هست به دست بیاورند و به مردم برسانند. برای رسانیدن معارف به مردم نیز باید روحیه ای قوی داشت، با تکیه بر اراده قوی هیچ طمع و خوفی در ابلاغ رسالت مان پیش نخواهد آمد.«ویخشونَهُ و لایخشونَ اَحَدا الااللّه».

حوزه ها را دو امر باید پیش ببرد و به آن نتیجه مطلوب برساند، اوّل؛ بنیه علمی که مربوط به تعلیم و به دست شما آقایان اساتید است و دوم؛ تربیت و تزکیه.

غالب برنامه ریزی هایی که تاکنون در شورا شده است درباره تعلیم است. البته مکررا از ناحیه شورای عالی سفارشاتی به اساتید درباره اهتمام بیش از پیش به مسایل اخلاقی می شود. امّا عمده حرکت شورای عالی درباره مسایل تعلیم است و آن هم در همین حدّی که همه آقایان اطلاع دارید. آن کاری که به دست شورا است برنامه ریزی درباره نظام آموزشی و امتحان و تعیین متون درسی و امثال این ها است. امّا آن چه به علم حقیقت می بخشد، هدف و رسالت کار شما اساتید است؛ شما چه قدر از وضع تحصیلی شاگردانتان راضی هستید؟ چه مقدار از علاقه مندی به تدریس برای تربیت عالم است؟ چه مقدار در فکر بوده ایم که هم روح تحقیق در علوم اهل بیت و هم روح خداترسی و خداپرستی در تلامیذمان به وجود بیاوریم؟ کسانی که در جریان مسایل جامعه علمی حوزه هستند، شاهدند که مسأله اخلاق در بین ما آن جایگاه شایسته خود را ندارد و با ضعف هایی روبه رو هستیم.

اگر بخواهیم به رسالت روحانیّت به نحو شایسته عمل شود، هم باید به رشد علمی طلاب اهتمام کنیم و هم در پیشبرد جنبه های معنوی و اخلاقی آنان تلاش کنیم، باید از صفا و صمیمیّت و دل پاک طلاب مبتدی مراقبت نماییم و توجه داشته باشیم که احیانا برخورد ما باعث نشود تا آنان دلسرد و نگران شوند.

 

(تلخیص و اقتباس از نشریه پیام حوزه، پاییز 1377، شماره 19، ص8).

تذکر: طلاب محترم برای آشنایی بیشتر و شناخت بهتر نسبت به رسالت و هویت طلبگی، می­توانند به شماره 5 (پاییز 89) نشریه «رهنامه پژوهش»، که از سوی معاونت پژوهش حوزه منتشر می­شود مراجعه نمایند.

تنظیم: مدیریت مطالعات تربیتی و فرهنگی معاونت تهذیب حوزه­های علمیه کشور